تبلیغات
kolbeye tanhaye
dostat daram na be khatere in ke che kasi hasti, be in khater ke vagti ba toam che kasi mishavam
 
 

امیدوارم لحظات خوبی در این وب سایت داشته باشید .....

خوش آمدید........
نویسنده : S........S.......S تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391
کامنت

با سلام خدمت دوستان عزیز
امیدوارم لحظات خوبی را توی این وبلاگ سپری کنید
نظر فراموش نشه چون نظر شما واسه من خیلی مهمه و توی ادامه کار وبلاگ موثر
در نهایت همتون را به خدا میسپارم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی موفقیت می کنم



»

به...
نویسنده : S........S.......S تاریخ : دوشنبه 12 آبان 1393
کامنت


به دوست داشتنت مشغولم

همانند سربازی که سالهاست
 
در مقری متروکه

بی خبر از اتمام جنگ

نگهبانی می دهد....



»

نه....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : چهارشنبه 16 مهر 1393
کامنت

چه سخت …

هم پاییز باشد ! …

هم ابر باشد ! …

هم باران باشد ! …

هم خیابان خیس باشد ! …

امـــــا…



نه دستی برای فشردن باشد …

نه پایی برای قدم زدن باشد …

نه نگاهـــی …



»

دوست داشتن
نویسنده : S........S.......S تاریخ : یکشنبه 6 مهر 1393
کامنت

دوست داشتن را نه می نویسند

.

.

.


نه می گویند

.

.

.


بلکه ثابت میکنند



»

تنهاییام.....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : چهارشنبه 12 شهریور 1393
کامنت
بعضی ها فک میکنن با خیلیام.......

خیلیا فک میکنن با بعضیام........

قشنگیش این که.....



من موندم و تنهاییام....



»

عــاشقتــ هستــم......
نویسنده : S........S.......S تاریخ : شنبه 1 شهریور 1393
کامنت

لـمس کـن کـلمـاتـــی را . . . .

کـه بــرایتــ مـی نویسـم

تـا بخوانـی و بفهمـی چقــدر جـایتــ خـالیستــ

تـا بـدانـی نبـودنتــ آزارمـ می دهــد !

لـمس کـن نـوشتـه هـایــی را

کـه لـمس نـاشدنیـستــ و عـریــان

کـه از قلبــم بـر قـلم و کاغـذ مـی چــکد

لـمس کـن گـونــه هـایــم را

کـه خیــس اشـکـ استــ و پـر شیـــار

لـمس کـن لحــظه هـایــم را

تــویــی کـه مـی دانــی مـن چـگونــه عــاشقتــ هستــم

لـمس کـن ایـن بـا تـــو بــودن هـا را

لـمس کـن . . . !!



»

کم کم.....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : سه شنبه 11 تیر 1392
کامنت

کم کم یاد خواهی گرفت …

تفاوت ظریف میان

نگه داشتن یک " دست " و زنجیر کردن یک " روح" را …

اینکه عشق تکیه کردن نیست !!!

و رفاقت اطمینان خاطر !!!

یاد میگیری که بوسه ها قرار داد نیستند !!!

کم کم یاد میگیری باید باغ خودت را پرورش دهی !!!

به جای آنکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد !!!

یادمیگیری که میتوانی محکم باشی !!!!

پای هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی می ارزی …!!!



»

تنهایم.....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : جمعه 16 فروردین 1392
کامنت

چشمانت را  ببند و فقط لحظه ای خود را به جای من بگذار…

 

حس می کنی چقدر تنهایم؟!

 

وقتی میان این همه ادمک چوبی شانه ای نیست که تکیه گاه گریه ام باشد

 

وقتی که اغوشی نیست که از همه دل خستگی ها در بر بگیرم

 

وقتی دست های گرمی نیست که دستانم را شریک شود

 

یا اشکانم را با سر انگشت هم دلی پاک کند

 

وقتی که هیچ چشم منتظری در این دنیا برای من پلک نمی زند

 

وقتی صدایی نیست که خستگی لحظه هایم را با لحن گرمش دل داری دهد

 

وقتی که هیچ گوشی نیست که این همه دل نوشت را بشنود

 

حس می کنی تنهاییم را؟؟!!

 

اگر حس کردی

 

تو بگو چه باید کرد؟!



»

سال نو..... مبارک.... ولی بازم....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : یکشنبه 27 اسفند 1391
کامنت

تیک تاک…


تیک تاک…

 

گوش کن…


می شنوی گذر ثانیه های مرده آخر سال را؟

 

می بینی عقربه ها با چه شتابی از پی هم می دوند؟

 

زود می گذرد…مگر نه؟!


اما نه برای آدم های تنهایی که سال جدید هم تنهاتر می شوند…

 

ساعت شتاب می گیرد…


برای آن هایی که هنوز خانه تکانی اسفند شان تمام نشده ست….


آن هایی که سفره هفت سین شان منتظر یک سین ناتمام مانده ست…


آنهایی که تا آخرین ثانیه های سال جدید را به دنبال خرید نوروزند…

 

آری …


تیک تاک…


تیک تاک…


برای ما فرقی ندارد…


چه دیر بگذرد …چه زود…

 

سلام به دوستان خوبم....انشاا...سال خوبی رو پشت سر گذاشته باشین و سال خوبی رو پیش رو داشته باشین پیشاپیش

نوروز یادگار مهر کوروش ، جام جمشید ، تیر آرش ، رخش رستم و عشق بابک بر شما پیشاپیش مبارک باد

 




»

حالا....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391
کامنت

حالا که دست هایت چتر نمی شوند


حالا که از نگاهت ستاره نمی بارد


حالا که خانه ای برای ما شدن نداریم


از کاغذ شعرهایم اتاقی می سازم


تا آوار تنهایی بر سرت نریزد


و آرامش خیالت ، ‌خیس اشک هایم نشود ....



»

حتی!!
نویسنده : S........S.......S تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391
کامنت

سنگینی شب

undefined

وتنهایی غربت را

.

به حس زیبای خیالی با تو بودن

.

خریدارم؟؟؟؟

.

حتی اگر قیمتش ذره ذره خونم باشد....

 

 



»

می شود.....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : سه شنبه 22 اسفند 1391
کامنت

می شود باران ببارد؟

 

 

همین امشب!


قول می دهم فقط


قطره های پاکش را بغل کنم!


و بی هیچ اشکی


دستهایش را بگیرم


قول می دهم


فقط بویش را حس کنم!


اصلا اگر ببارد


فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم

 


قول می دهم برایش شعر نگویم


فقط… می شود؟


امشب…. ؟


خدایا


دلم به اندازه تمام روزهای بارانی …

 

برای باران تنگ است!!



»

انتظار.....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : جمعه 18 اسفند 1391
کامنت

آرام می خزم کنار پنجره شب

 

شب و شهری که مدام لحظه های بی کسیم را به سخره گرفته اید

 

شهری که نمی تواند حرف بزند و بغضی نداشته تا احساس خفگی کند

 

شهری که دیوارهایش تنها مونس درد دل های من است

 

کاش صدایم را می شنید درمیان این همه و دورنگی ها

 

کاش می فهمید سال ها گریه کردن و نبودن دستی برای هم دلی یعنی چه؟

 

کاش می فهمید بغض فروخورده از خنده نامحرمان یعنی چه؟

 

کاش میفهمید هرروز را به آرزوی مرگ وندیدن فردا یعنی چه؟

 

وقتی کسی به انتظار آمدنم چشمی به در نمی کشد

 

وقتی کسی برای رفتنم دستی بلند نمی کند

 

یعنی  مرگی بی صدا و جون دادنی تنها

 

یعنی هرثانیه از این شب را به انتظار مرگم سپری کردن

 

ای شهر شب نشین روزگار من…

 

مژگانی می دهمت  گر خبر از مرگ دهی!!



»

دلتنگتم....
نویسنده : S........S.......S تاریخ : پنجشنبه 17 اسفند 1391
کامنت

دلتنگم…


دلتنگ یاد و حضورت…


دلتنگ خاطراتی که از عطر تو سرشار است…


دلتنگ روزهایی که آرامش بخش زندگی من تو بودی….


روزهایی که از آرزوهای ناب ما روشن بود…


شب هایی که یک نفر تکیه گاه خستگی های روزهایم بود….


دستی بود که سرمای غربتم را گرمی ببخشد…


دلتنگم…

 


دلتنگ کسی که سنگ صبور دردهایم بود…


دلتنگ لحظه هایی که جز حضورت چیزی نداشتند،


و هیچ ترسی از اینده مبهمم نداشتم…


.

 

حال منتظرم…


منتظر لحظه ای که مرگ مرا دریابد


مرگی سخت اما شیرین…


سخت به تاوان این همه خوبی هایم


و به شیرینی طعم رسیدن به آرامشی دوباره…

 



»

مردن من......
نویسنده : S........S.......S تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1391
کامنت

توی این شبای دلگیر تو بیا پناه من باش
توی تنهایی شکستم بیا تکیه گاه من باش
دلم از غربت اینجا بی تو بدجوری گرفته
بیا می دونم که یادم هنوز از یادت نرفته

 

نذار اون نگاه آخر، آخرین وداع ما شه
دل بِده به خواهش من؛ دستامون نذار جداشه
دوباره منو صدا کن ببرم تا لب رویا
بی تو امروز رو نمیخوام ،برسون منو به فردا

دوباره منو صدا کن
دلم و بازم بلرزون
هر چی فانوسه بسوزون
شب و از صدات بترسون

 

نذار این بلور اشکام
طعمه ی خاک سیاه شه
من می خوام عکس من و تو

توی قاب کهنه باشه
پا بذار رو چشم خیسم
شیشه ی این شب و بشکن
نذار عمر این جدایی برسه به مـــُردن من!

 



»

نگیر....!!!
نویسنده : S........S.......S تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1391
کامنت

سکوتی بلند……….

در امتداد این نگاه نشسته است.

یاد تو

چون هراسی سرد

مجمر وجودم را در بر گرفته است

من و این شکوه نگاه تو

تو و این نگاه ،بر نگاه خسته ام


نگیر نگاهت را

از من…….



»



( تعداد کل صفحات: 3 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

 

 




شارژ ایرانسل

فال حافظ